0069
عشق همان خون تپنده ای ست
که از رگی بریده
بیرون می جهد
راهی برای بند آمدنش نیست
باید بریزد آنقدر،
بپاشد آنقدر
تا لخته
لخته
خاطره شود
که از رگی بریده
بیرون می جهد
راهی برای بند آمدنش نیست
باید بریزد آنقدر،
بپاشد آنقدر
تا لخته
لخته
خاطره شود

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 23:1 توسط هادی نوری
|